تبلیغات
به نام خدا
به نام خدا
...یا زهرا...
سه شنبه 26 بهمن 1395 :: نویسنده : علی ادیب
سلام تا اطلاع ثانوی توی این وبلاگم مطلبی نمیزارم
وبه جای اون  مطالب متنوع و مفصلی رو توی پیج اینستاگرامم میزارم
ان شا الله اونجا خدمتتون هستم
یاعلی

آدرس:

https://www.instagram.com/aliadib313




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 بهمن 1394 :: نویسنده : علی ادیب
سه روز مونده بود به اربعین
بچه ها دونه دونه داشتن می رفتن کربلا
خیلی ناراحت شدم که قسمتم نشد برم
حالا من بودمو یک اتاق خالی...
تا اینکه خبر آوردن که باید ساکم رو ببندم!
یه سفر در پیشه...
خیلی خوشحال شدم از این خبر...
وقت کم بود
سریع  وسایلم رو جمع کردم و خودم رو به همسفرا رسوندم...
توی دلم آشوب بود...
حرکت کردیم...
مقصد کربلا نبود...
ولی بوی کربلا رو میداد..
هوا ابری شد...
به نزدیک شوش که رسیدیم
صحنه ای دیدم که دلم رو به لرزه مینداخت..
هزاران نفر داشتن با پای برهنه پیاده روی میکردن...
اول فکر کردم مسیرشون کربلاست بعدش فهمیدم که این جمعیت حکایت اونایی رو دارن که مثل امثال من از قافله جاموندن
هرساله از اطراف شوش نوکران ابی عبدالله روز اربعین به سمت حرم دانیال نبی (ع) حرکت میکنن...
همه جا موکب بود...
همه جا صدای نوحه میومد...
همه جای ذکر حسین بود..
یه بنده خدایی رو دیدم که از روی بضاعت  داشت نون خالی به  زوار تعارف میکرد...اونم با کلی اشتیاق...
کلی دلم شکست...
این همه اخلاص از کجا اومده.....
هوا ابری تر شد...
چیزی به ترکیدن بغضش نمونده بود...
 نزدیک به اذان مغرب شد...
که صدای الله اکبر منادی ندای رسیدن شب چله ی شهادت  پسر زهرا رو میداد...
باران شروع شد... چه شروع شدنی!
اتوبوس ما بدون وقفه به مسیر خودش ادامه میداد...
می بایست تا ظهرروز بعد به مقصد می رسیدیم...
شهر ها رو دونه دونه پشت سر میزاشتیم...
تا اینکه  رسیدیم ...
کلی خسته بودم
ولی توی دلم  اشتیاقی بود که خستگی رو از یادم می برد
رفتیم  به محل مراسم عزاداری اربعین...
قاری  شروع کرد به تلاوت قرآن...
زمزمه ها خبر از تشریف فرمایی صاحب هیات میداد...
تا چشممون به جمالش روشن شد همه شروع کردیم  به صلوات فرستادن...
خدا سایه ی  امام خامنه ای (دام ظله) رو از سر ما کم نکنه...
یک کلام...تکه ای از خورشید بود
چه فضای خوبی داشت حسینیه ی حضرت آقا...
مراسم که تمام شد باید سریع برمیگشتیم...
هنوز باران می بارید!!









نوع مطلب : خاطرات...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : نگاهی به خورجین خاطره ها...3، نگاهی به خورجین خاطره ها...2، نگاهی به خورجین خاطره ها...1،
دوشنبه 23 آذر 1394 :: نویسنده : علی ادیب

            
  پاشو پهلوون داره...
                                    "بارون"
                                                       میباره...

.
.
.
.
.
....
#یا عباس
کلیک کنید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 آذر 1394 :: نویسنده : علی ادیب












نوع مطلب : عکس...، مذهبی...، 
برچسب ها : بچه شیعه، بچه شیعه باس، شیعه، اهل بیت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 آذر 1394 :: نویسنده : علی ادیب
باسلام یکی از دوستان توی اون یکی وبلاگ بنده(شیعه برحق) ،یک سوال پرسید که ظاهرا به فرموده ی ایشون سوال خیلی هاست
لذا تصمیم گرفتم  با اجازه از محضر دوستان اون سوال رو اینجا هم پاسخ بدم .

سوال اون بزرگوار:

سلام. لطف میکنید جواب قانع کننده ای در قبال این سوال که گاها از اطرافیانم میشنوم بدید. اینکه گفته میشود احادیث پیامبر(ص) و ائمه(ع)،مانند این حدیث از پیامبر که می فرمایند:هر کس که برایش دختر به دنیا آید و او را اذیت نکند و حقیرش نشمارد و فرزندان یعنی پسران خود را بر او ترجیح ندهد، خداوند به واسطه آن دختر او را به بهشت می برد.میدانیم که احادیث پیامبر و ائمه همانند قرآن جاودان و قابل استناد برای همه دورانهاست. اما نعوذبالله گفته می شود که این احادیث و امثال این فقط مربوط به زمان جاهلیت است مبنی بر این که اعراب دیگر دختران خود را زنده به گور نکنند. و مربوط به این دوران نمی شود.؟؟؟؟؟؟ ممنونم.




سلام



اجازه بدید باهم بررسیش کنیم
روایت اینه:

مَن وُلِدَت لَهُ ابنَةٌ فلَم یُؤذِها و لَم یُهِنْها و لَم یُؤثِرْ وُلدَهُ علَیها ـ یَعنی الذُّكورَ ـ أدخَلَهُ اللّه ُ بِها الجَنَّةَ

(میزان الحکمة ج 13ص 442 ح٢٢٦22)

هر كس كه برایش دختر به دنیا آید و او را اذیّت نكند و حقیرش نشمارد و فرزندان ـ یعنى پسران ـ خود را بر او ترجیح ندهد، خداوند به واسطه آن دختر او را به بهشت مى برد.


این حدیث درواقع داره میگه دختراتون رو اذیت نکنید و حقیر نشمارید و پسرهاتون رو الکی بر دخترهاتون ترجیح ندید. وتوی ادامه میگه هرکی اینطور باشه میره بهشت.و فکر میکنم این حدیث و احادیث شبیه به این به هیچ عنوان محدود در زمان خاص نمیشن.همونطور که در حدیث ثقلین هم اومده (که تا روز قیامت باید توی زندگی و توی برخورد با مسائل مختلف رفت سراغ  قرآن و اهل بیت) چون مباحث  مباحث عقلیه و عقل همیشه دنبال خوبی هاست...واین دو همیشه و در همه ی زمان ها مبدا و منشا همه  خوبی هان...


توی روایات  به کررات احادیثی مبنی بر با فضیلت بودن دختر بودن فرزندان هست:

نمونه ی قرآنیش هم سوره ی کوثر که در شان حضرت فاطمه س نازل شده

واما روایات:


از رسول اکرم (ص):

...........................................
"اِنَّ اللّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الاُناثِ اَرَقٌّ مِنهُ عَلَى الذُّكُورِ"؛

خداوند متعال بر دختران مهربان‏تر است تا پسران.

وسائل‏ الشیعة، ج15، ص104؛ فروع كافى، ج2، ص82. به نقل از مرکز نشر اعتقادات


...............................................


خَیْرُ اَوْلادِكُمْ اَلْبَناتُ.


بهترین فرزندان شما دختران هستند.

بحار، ج 104، ص 91.

............................................


إنّ اللّه َ تباركَ و تعالى علَى الإناثِ أرأفُ مِنهُ علَى الذُّكورِ ، و ما مِن رجُلٍ یُدخِلُ فَرحَةً علَى امرأةٍ بَینَهُ و بَینَها حُرمَةٌ ، إلاّ فَرَّحَهُ اللّه ُ تعالى یَومَ القِیامَةِ.

(میزان الحکمة ج 13ص 442 ح٢٢٦24)

خداوند تبارك و تعالى به زنان مهربانتر از مردان است. هیچ مردى نیست كه زنى از محارم خود را خوشحال سازد، مگر اینكه خداوند متعال در روز قیامت او را شادمان گرداند.

.............................................
الإمامُ علیٌّ علیه السلام : كانَ رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله إذا بُشِّرَ بِجارِیَةٍ قالَ : رَیحانَةٌ و رِزقُها علَى اللّه عَزَّ و جلَّ.

(میزان الحکمة ج 13ص 443 ح٢٢٦26)

امام على علیه السلام نقل کرده اند هرگاه به رسول خدا صلى الله علیه و آله مژده مى دادند كه برایش دخترى به دنیا آمده است، مى فرمود: دسته گل است و روزیش را خداوند عزّ و جلّ مى دهد.

.............................................

مَنْ كانَتْ لَهُ اِبْنَةٌ واحِدَةٌ كانَتْ خَیْراً لَهُ مِنْ اَلْفِ حِجَّة وَ اَلْفِ غَزْوَة وَ اَلْفِ بَدَنَة وَ اَلْفِ ضِیافَة.

كسى كه یك دختر دارد اجر او از هزار حج، و هزار جهاد، و هزار قربانى و هزار مهمانى بیشتر است!

ازدواج در اسلام، ص 136

..........................................
اِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلَى الاِْناثِ اَرَقُّ مِنْهُ عَلَى الذُّكُورِ، وَ ما مِنْ رَجُل یُدْخِلُ فَرْحَةً عَلى اِمْرَأَة بَیْنَهُ وَ بَیْنَها حُرْمَةٌ اِلاّ فَرَّحَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ

خداوند به دختر مهربانتر از پسر است، كسى كه باعث خوشحالى دخترش شود، خداوند روز قیامت او را خوشحال مى كند.

وسائل، ج 20، ص 367.

........................................


و همچنین:

رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) فرمود: «دختران با حجاب و عفیف بهترین فرزندان هستند. هر کس که یک دختر دارد خداوند دخترش را مانعى از آتش برایش قرار میدهد و هر کس که دو دختر دارد خداوند او را به واسطه آن دو دختر به بهشت میبرد و هر کس سه دختر دارد و یا به اندازه آن خواهر دارد خداوند جهاد و صدقه دادن را از او بر میدارد.»

.....................
علاوه بر این روایات  ده ها روایت زیبا و جالب دیگر  وجود داره..که مطالعه اش خالی از لطف نیست
واقعا که یه خانم بامطالعه ی این احادیث باید دریابه که چقدر باید قدر خودش رو بدونه...
حالا  تصورش  رو بکنید  دختری که این همه خدای متعال  به عظمت حیای او بها میده و ازش تعریف میکنه و همچنین این  که این دختر میتونه چقدر باعث سعادت خودش و خانواده ی خودش بشه ...
چقدر ناخوشاینده که به مسئله ی حجاب و وپوشش خودش  توجهی نکنه ونسبت بهش بی تفاوت باشه.باید به این خانمها گفت زیبایی ظاهری  اصلا و ابدا در بی حجابی نیست
متاسفانه به وفور توی جامعه و همچنین دانشگاه ها شاهدهمچین مسائلی هستیم.
صد البته این موضوع در باره ی آقایون هم صدق میکنه و اونها هم باید توی چارچوبی که براشون مشخص شده باید عمل کنند.


باتشکر
التماس دعا





نوع مطلب : حرف من...، مذهبی...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مهر 1394 :: نویسنده : علی ادیب


دامن کشان رفتی  دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با حرم رو به رو شد

بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید؟فدای سرت...
حسین قامتش خمید؟ فدای سرت...
........................................................................................

سلام به همه.
بالاخره محرم هم اومد. ان شاالله که همه بتونیم استفاده کنیم.فرصت رو از دست ندید
التماس دعا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 خرداد 1394 :: نویسنده : علی ادیب
روزگار گذشت و گذشت ...
و زمان سپری شد...
یاد همه چیز به خیر...
یادش بچگی...
یاد آرزو هایم...
یادش به خیر اندیمشک شوش شوشتر اهواز و بهبهان...!
 این قافله ی عمر عجب می گذرد...
انگار همین دیروز بود...


سال 1379

خدایا ممنونم ...
بابت همه چیز...



تورا شکر میگویم که لحظه ای چشم از من برنداشتی...


به قول آیت الله بهجت(ره):



یاد این جملات آشنا  هم به خیر:


دلم گرفته ...دل من از از عالم و آدم گرفته
کدوم گناهم... منو از تو و تو  رو  ازم گرفته





خدایا تورا شاکرم بابت همه  نعمت هایی که به من دادی ...
وتو را شاکرم که  گناهان مرا نادیده گرفتی ...
و مرا عزت بخشیدی...
 وبه من این افتخار را دادی که چشمم به جمال حرمین حجاز  و بقیع و مشهد و کربلا و نجف و کاظمین  منور بشود..
واز همه بیشتر ممنونم که به من بخشیدی این نعمت را...

که شب شهادت حضرت زهرا (س)...
در حرم حضرت عباس (ع)...
برای جمعی از شیعیانت روضه ی مادر بخوانم...


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود






یادش به خیر...



یک سال به سال های عرضه ی  رحمتت به من اضافه شد...
غمی نیست  که با گذر ثانیه ها  آرام آرام پیر می شویم...

چون:






امسال فاصله ی سالروز  تولد من و مولایم حجت بن الحسن(عج) کمتر از یک هفته بود...
چه فایده... ای کاش فاصله ی دل ها هم همینقدر بود...
من با گناهانم فرسخ ها از آقا دور شده ام
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 خرداد 1394 :: نویسنده : علی ادیب





                                



خدایا خودت گفتی...

             که جایت در قلب های شکسته است...


                                          (ان الله فی قلوب منکسر)...



.
.
.
ازخودت یاد گرفتم که همه را ببخشم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 خرداد 1394 :: نویسنده : علی ادیب
سلام
چند روز پیش یه پوستر توی دانشگاه زده بودند که عکس حرم امام رضا (ع) توش بود وبالاش نوشته بودن هرکی هر جمله ای به ذهنش  میرسه خیلی مختصر  بنویسه.
اون عکس تصویر یکی از ایوان های حرم بود که ازاون نمای عکاسی آسمون با کمی ابر معلوم بود.
خلاصه سوژه ی خوبی بود واسه نوشتن دلنوشته.منم از این تصویر خوشم اومد و جملاتی نوشتم.البته با اوج تخیل!دیگه شما ببخشید!



شرکت هواپیمایی رضوی

خلبان به کمک خلبان:
وضعیت روغن حیا   و مخارن  بنزین موتورهای عروج  رو چک کردید؟

 کمک خلبان:
عالیه کاپیتان ...تا آسمان هفتم سوخت داریم

خلبان:
سیستم کنترل  بالهای  تقوای هواپیما در چه وضعیتیه؟

کمک خلبان:
بسیار مطلوب میشه حداکثر سرعت بندگی روداشت

خلبان:
خب پس وقتشه  به همه ی مسافرها خوش آمد بگم

با سلام
خادم حرم صحبت مبکنه
اینجا صحن انقلاب.باند هواپیمایی حضرت عشق است
سفر خوبی را برای شما آرزو داریم
دمای بیرون از کابین به اندازه  طراوت چشمه کوثر است
درهای خروج اضطراری توبه درانتهای سالن می باشد
لطفا کمر بندهای عهد خود را محکم ببندید
و به علامت نکشیدن منت شیطان توجه کنید
همانطور که میبینید آسمان  رضوی صاف... همراه با تکه های سفید محبت زهراست.
امیدوارم پرواز خوبی داشته باشید

مسافران هم با اشک خودشان اذن دخول آسمان عترت را گفتند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 خرداد 1394 :: نویسنده : علی ادیب
سلام
دوشب پیش جشن فارغ التحصیلی ما بود
خیلی دوست داشتم خانواده ام توی جشن فارغ التحصیلی شرکت کنن اما متاسفانه یه کاری واسه پدرم  پیش اومد بود که نتونستن بیان
از این موضوع خیلی ناراحت بودم و البته خانواده ام هم ناراحت بودن.
وسط برنامه هی به خودم میگفتم چی میشد الان خانواده ام اینجا بودن
بالاخره برای گرفتن تندیس  نوبت من شد ومجری اسم من روخوند وموقعی که رفتم بالا و از سن اومدم پایین یکی از دوستام یه دسته گل بزرگ بهم داد که  و سطش یه نامه لوله  شده بود و بهم گفت که این دسته گل   از طرف خودش  نیست.
 من که تعجب کرده بودم موقعی که نشستم و نامه رو که باز کردم  با این صحنه مواجه شدم

برید ادامه مطلب...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 22 فروردین 1394 :: نویسنده : علی ادیب

بعد از گذر هفت روز...

به آن شهر رسیدیم.

الآن ساعت 12 ظهر...

سریع به محل سکونت  خود رفتیم.

می گفتند این شهر ناامن است،

 وچون حکومت نظامی است  نباید بعد از ساعت 11شب کسی در خیابان باشد...

منزل ما نزدیک به  مرد بزرگ آن شهر بود...

 مشتاقانه با پدرم نزد آن بزرگوار رفتیم...

خانه ی  ایشان نسبتا شلوغ بود...

من خیلی  ملول و خسته بودم...

ونتوانستم ازمحضر ایشان فیضی ببرم...

به محل سکونت برگشتیم...

الآن ساعت 3ظهر...

تصمیم گرفتم ظهر اندکی استراحت کنم...

بیدار که شدم، از فرط کسالت ، دنیا دور سرم می چرخید...

برای اقامه ی نماز مغرب دوباره  به منزل آن بزرگوار رفتیم...

خانه یک مقداری خلوت تر شده بود...

راستی شنیده بودم امشب سالگرد فوت مادرشان بوده...

کم و بیش شنیده بودم مادرشان را در چه حادثه ی غم انگیزی ازدست داده بودند...

به محضرشان تسلیت گفتیم...

 باز خستگی امانم را بریده بود...

باز هم نتوانستم از محضرشان استفاده کنم...

به محل سکونت برگشتیم...

قرار بود فردا صبح به شهرخودمان برگردیم ...

پیش خودم گفتم هرطور شده باید آ خرشب هم  نزد ایشان برم...

من و پدرم به اتفاق هم راهی آنجا شدیم...

الآن ساعت 9:30 شب بود...

منزل ایشان بسیار خلوت شد بود...

لحظه ای از پدرم جدا شدم و دیگر هم پیدایش نکردم...

من هم فرصت را غنیمت شمردم...

و به نزد آن بزرگوار رفتم...

عقربه ی ساعت از 11 گذشته بود...

خدمت گزاران آن خانه با احترام می گفتند...

نصف شبه...

خوش آمدید...

خیلی دلم گرفته بود...

 مستقیما چشم به آن بزرگواردوخته بودم...

کم کم  داشتند چراغ های  اتاق و حیاط را خاموش می کردند...

کم کم هم آن بزرگوار در تاریکی محو می شد...

به راستی که تاریکی زمانه هم آنها را از زندگی ما محو کرده بود...

فقط ده نفر در آنجا بودند...

در آن سکوت غم بار...

کم کم صدای گریه ها بلند شد...

گریه های سنگین...

گریه ها بوی درب سوخته می داد...

بوی مظلومیت...

چه غریب بود حرم امام موسی کاظم و امام جواد علیهم  السلام...

آری...

پدر و پسر همان امام رضای خودمان...

ای که جانم به فدای امام رئوف طوس...

ساعت 11:30 ...

یک کلام،حرم خالی شد...

سکوت حرم خودش روضه بود...

به خانه برگشتم...


 کفتارها به گرد حرمت زوزه می کشند/باشد زمان غرش شیران حیدری

ظهورمنتقم آل محمد صلوات

 

 

 

 





نوع مطلب : خاطرات...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 17 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 17 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/AcrRZ-fe-xEcmWbTGEuthUmRrEAzmLn4WlNLs1fwG-a27n2YxR464A/s/w535/

حاج آقا قرائتی:

اگر در اینجا پسر من حضور داشت و 6 بار من او را صدا بزنم که آقازاده با شما هستم و او در این 6 بار جواب من را ندهد،‌ شما نمی‌گویید، چه پسر بی‌ادبی!

حال اگر کسی که صدای اذان را بشنود ، دو بار حی علی الصلوٍة دو بار دیگر حی علی الفلاح و بار دیگر حی علی خیر العمل به او گفته شود و همچنان نسبت به اقامه نماز بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اهمیت باشد ، این شخص بی‌ادب نیست !؟!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب


 شب ششم محرم توی هیئت کنارخونمون بودم...
 یه شب دیدم  هیئت با هماهنگی هایی که انجام داده بودند  تونسته بودند پرچم گنبد حرم حضرت عباس(ع) رو بیارن تو مراسم .

( معمولا تو خوزستان به علت مجاورت با عراق میتونن  پرچم عتبات  روبیارن  و شنیده بودم خیلی سریع باید ببرنش واسه استان  های دیگه.
)
خیلی خوشحال شدمو رفتم پرچم رو بوسیدم و گذاشتم روی صورتم.
روی پرچم نوشته شده بود (یاقمر بنی هاشم) ...میدونستم  این دیدار اول و آخره...!
خلاصه اون شب چون دوستام منتظرم بودن خیلی اونجا نموندم و باهم رفتیم هیئت مکتب الزهرای اهواز.یه ساعتی که گذشت  تو هیئت دیدم یه نفر از  کنارم رد شد و یک پرچم قرمز تا شده دستش بود و دادش به به مداح.ومداح هم بلند اعلام کرد بچه ها پرچم گنبد حرم امام حسین (ع) رسید ...پرچم رو روی دیوار پشت سرش آویزون کرد و روبه پرچم کرد و شروع کرد به خوندن نوحه(توی روضه باز دلم پرزده برا حرم...میمیرم اگه یه وقت آقا کربلا نرم...)
منم که واقعا خوشحال شده بودم بعد مراسم زودی رفتم و پرچم رو بوسیدم و گذاشتم رو صورتم...باورم نمیشد...یک شب و دو پرچم...
خلاصه این پرچما حال و هوای عزاداری رو عوض کرده بودند وحسابی دلا رو هوایی...
چند روز گذشت ...
واسه روز عاشورا رفتم حسینیه ثارالله.اونجا مردم تجمع کرده بودند و خیلی متراکم سینه میزدند.
یه بنده خدایی رو دیدم که یه پرچم شبیه به اون دو پرچم دستشه وداره از بین جمعیت رد میشه .
مثل همون پرچم  سرخ اولی روش نوشته شده بود(یاقمربنی هاشم)
 ازکنار من رد شد و از قضا  گوشه پارچه پرچم افتاد رو صورتم و منم به یاد اون دو پرچم. پرچم رو بوسیدم وتوی دلم میگفتم ای کاش باز یه جایی قسمت میشد پرچم ها رو ببینم و میدونستم که الآن  اون دوپرچم کیلومترها بامن فاصله داره ...
 تو همین حین دیدم اون بنده ی خدا داد زد مردم  این پرچم   پرچم حرمه.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب
ساعت هفت صبح روز عاشورابود...
همین که از خواب بیدار شدم  دیدم یه صدایی میاد ...
از تکیه جفت خونمون یه نوحه خیلی قشنگ داشت پخش میشد.
خیلی تاثیرگذار و پرمحتوا بود...
تمام غربت کربلا رو لابه لای ابیات شعر گنجونده بود...
واقعا تمام طول روز مدام  یاد جملاتش میافتادم ...
شما هم دانلودش کنیدو با  تمرکز گوشش کنید.
ببینم لحظه ی   ("5:3)  و   (" 6:48)   به چی فکر میکنید.

لینک دانلود(حاج محمودکریمی)
زمان:11:32
حجم:5.35




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب


شمرزمانه ات رابشناس...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: نویسنده : علی ادیب
http://adlet.ir/imgc/uploads/13383285012.jpg

سلام.حالتون چطوره؟
ببخشید، باحرفای بی معنیم این روزا سرتون رو به  درد اوردم...
.
.
.
بله...سال تحصیلی امسال هم به پایان رسید
خدارو شکر... امسال خیلی سال خوبی بود واسه من...
سال پرماجرا...
سال پر تلاطم...
سال عبرت ها...
 والبته سال خوشی و ناراحتی...
تابستون که میشه خیلی دلم واسه بچه های دانشگاه تنگ میشه...
خدا همشون رو حفظ کنه.
از تابستونتون نهایت استفاده مفید رو ببرید
به قول امام علی (ع){ فرصت ها مثل ابر بهاری میرن}
.
.
.
راستی ماه عشق هم نزدیکه...ماه مهمانی خدا نزدیکه...توروخدا دعام کنید...
انشاالله که شب های قدر  بهترین تقدیر هاواستون رقم بخوره...
تامی تونید خوب اشک بریزید...مخصوصا شب 21 ام واسه غربت مولاعلی...آخ چه شبیه...
خوبه خوب قاب خدا رو بدزدید... البته اون روزا خدا خودش قابهاش رو به بنده هاش هدیه میده!!
اگه  امسال جایی از من ناراحت شدید حلالم کنید
دعا واسه ظهور  امام زمان (عج) رو جدی بگیرید ... به قول خود آقا{ فرج ما فرج شماست...}
تا ترم بعد همتون رو به خدا میسپارم...(یازهرا)
........................
علی ادیب _93/3/28





نوع مطلب : حرف من...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 خرداد 1393 :: نویسنده : علی ادیب
چهارشنبه 14 خرداد 1393 :: نویسنده : علی ادیب

 این نصیحت پدرم را هرگز فراموش نمی کنم:

( من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.
)

وچه شبنم هایی که این روز ها...
 علی رغم انتظاری که از طراوت  دلنشین آنها می رود...
راه نفسم راگرفته اند ...
و گویی سعی بر خواری من دارند...
کمی که  به اطرافم می نگرم...
احساس میکنم ،
هرکس به نوعی ...
هرکس به طریقی...
در رنجاندن من قدمی  برمیدارد...

.................................................

نمیدانم...
شایدتو  هم یکی از آن شبنم ها  باشی و ندانی...
کمی فکر کن...
بیشتر...
یقین دارم در این بزم  دل شکاندن من ، تو هم سهمی داری...
شاید هم بیشترین سهم...!
...
..
.
یاد جمله ی گیله مرد افتادم که گفت:

(کاش انسان ها می دانستند مهمترازشکستن دل،اعتمادی است که تخریب می شودودیگر هیچ گاه بنا نمیشود)

وچه زیبا گفت حسین پناهی:

                         حرمت نگه دار...

                                                  دلم....

                           که این اشک...

                   خون بهای...

                                   ....عمر رفته من است.





نوع مطلب : حرف من...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 خرداد 1393 :: نویسنده : علی ادیب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مدت زمان :1:35
حجم:3.56

 لینک دانلود




نوع مطلب : ازدواج+عفت+عشق...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی ادیب



سلام . علی خلیلی چند روز بعد از عید نوروز  امسال شهید شد.

چند روز قبل از شهادتش باهاش مصاحبه کرده بودن و  توی اون مصاحبه داستان شهادتش رو کامل تعریف می کنه

اگه طالب این هستی که بدونی این بزرگوار چرا و به چه دلیل شهید شده برید به
ادامه مطلب.

دانلود کلیپ مصاحبه با شهید خلیلی



نیمه شعبان دو سال پیش به نظرم ساعت دوازده شب بود که می‌خواستیم دو نفر از دوستانم را به خانه‌‌شان در خاک سفید برسانم که دیدیم پنج، شش نفر در حال اذیت دو خانم هستند و به زور می‌خواستند وی را سوار ماشین کنند - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921204001062#sthash.tzWdNSiP.dpuf


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهید خلیلی، شهید امر به معروف، نماهنگ حامد زمانی، نماهنگ حامد زمانی درباره شهید خلیلی، شهید علی خلیلی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی ادیب



  حرف های من...




1_...


2_...


3_...


4_...


5_...
.
.
.
n_...





 همین ها بود ....تمام شد!





 برید ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی ادیب
http://media3.afsaran.ir/si12Qgpe_425.jpg



نوع مطلب : بدون شرح...، مذهبی...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی ادیب
  سلام.
این مداحی زیبا مربوط به مداحی حاج محمدرضا بذری تو مراسم  شب سوم  فاطمیه هیئت سید الکریم اهوازه_
................
واقعا شب خوبی و به یاد ماندنی بود...
 بعضی از بچه های دانشگاه  اون شب توی این مراسم بودیم
گاهی اوقات که  باهم این نوا رو گوش میدیم دلمون بد جور هوای
فاطمیه و اون حال و هوای  مخوص خودش رو میکنه...
یکی فرازهای  واقعا زیبای مداحی لحظه  4:40 مخصوصا لحظه 5:32 (توی تصویر هم مشخص شده)

اگه دقت کنید این لحظه به مدت چند ثانیه دیگه کسی سینه نمیزنه.دلیلش رودیگه باید خودتون باگوش دادنش  متوجه بشید
................
اگر اهل دلی بهت توصیه می کنم این مداحی رو دانلود کن و همچنین این عکس زیر و ذخیره کن و همین که این مداحی رو با هنذفری گوش میدی
 حتما به متنش هم توجه کن.

عکس رو که ذخیره کنی سایزش بزرگتر میشه

لینک:دانلود
حجم:5.4mb (زودی دانلود میشه)
زمان:7:28   


راستی ...قدر اشکات رو بدون
یا علی





نوع مطلب : خاطرات...، مذهبی...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی ادیب
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ایام شهادت و ولادت حضرت زهرا (س) هم تمام شد...ومن هنوزه که هنوزه...................



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اسفند 1392 :: نویسنده : علی ادیب
http://img.parscloob.com/data/media/863/993923poppy1600.jpg..............................................................

پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله :

اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَ لکِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ ؛

 
توبه زیباست، ولى از جوان زیباتر
.

کنز العمّال ، ح 43542 .
................................................................
امام على علیه‏ السلام :

یا مَعْشَرَ الْفِتْیانِ، حَصِّنوا اَعْراضَکُمْ بِالاَْدَبِ وَ دینَـکُمْ بِالْعِلْمِ؛


اى جوانان،آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ کنید.

تاریخ یعقوبى ، ج 2، ص 210 .
.................................................................
پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) :

هر جوانی كه در دوره جوانی خود ازدواج كند ،

شیطانش فریاد بر آورد كه : وای بر من که او دین خود را از گزند من حفظ كرد .

(كنز العمال . ح44441)

........................................................................................


امام على علیه ‏السلام :

                                         فی قَولِ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ «وَ لاَ تَنسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا» :

                                 لا تَنْسَ صِحَّتَکَ وَ قُوَّتَکَ وَ فَراغَکَ وَ شَبابَکَ وَ نَشاطَکَ اَنْ تَطْلُبَ بِهَا الآْخِرَةَ

درآیه ای آمده  است که ( سهم خود را از دنیا فراموش مکن) :

[یعنى] سلامتىت را ، توانایىت را ، فرصتت را ، جوانى و شادابى‏ات را فراموش مکن

تا با آنها ،به کمال اخروی برسی .

قصص ، آیه 77 ؛ امالى صدوق ، ص 299، ح 336
....................................................................
عَن النبیِ – صلّی الله علیه و آله – : مَن تزوّجَ امرئهً لایتزّوجُها الآ لِجمالِها لَمْ یَرَ فیها ما یُحبُ و مَنْ تزوجها لِمالها وکلهُ الله الیهِ فعلیکمْ بذاتِ الدین.

پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله – فرمودند:  اگر کسی به خاطر زیبایی زن با او ازدواج می کند، آنچه را که دوست می دارد در او نخواهد دید .
و اگر کسی که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند متعال او را به همان مال وی وا می گذارد،
 پس بر شما باد به ازدواج با زن با ایمان و خوش اخلاق.
«وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶»

....................................................................





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 9 اسفند 1392 :: نویسنده : علی ادیب

http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/26-4-1390/IMAGE634464723550781250.jpg

 پرچم سبز


شب ظلمانی ومن، در پی فجر سحرم **   درکمین صید یار هردم به فکر دگرم
گرکه رخ نماید آن پری چهر به من**  سر و جان نثار کنم درپیش پای دلبرم
غروب  جمعه ها اگر،باز کند پنجره را **زیرنورش می نویسم ،این سخن در دفترم
مهدی جان سرورم، تورا به جان مادرت**پرچم سبز را بگیر از دست راست رهبرم


................................................................
.....................
..........
...
از پدر عزیزم




نوع مطلب : شعر...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 2 اسفند 1392 :: نویسنده : علی ادیب

چندماه پیش...
کتابخونه ی مرکزی اهوازبودم
داشتم درس می خوندم ،موقع اذان ظهر که شد رفتم نمازخونه
همین که تو نمازخونه نشسته بودم و منتظر شروع نماز جماعت بودم
یک صحنه ای نظرم رو به خودش جلب کرد، دیدم یه پسر جوون داره آروم وبا احتیاط میاد داخل نماز خونه
کمی که دقت کردم متوجه شدم که بنده ی خدابینایی نداره و کوره

همین که اومد داخل دیدم داره دنبال قفسه مهر ها می گرده
 سریع بلند شدم ویک مهر بهش دادم
ازم پرسید،مهره تمیزه؟گفتم آره تمیزه،اونم تشکرکرد
 مهر رو که ازم گرفت ،رفتم و همون جای قبلی که نشسته بودم ،نشستم
دیدم  آروم داره میادکه تو صف نماز گزارا بشینه
و از قضا می خواست دقیقا همون جایی بشینه که من نشستم
من هم میدونستم که نمی دونه که کسی اینجا نشسته
 بدون اینکه بهش بگم سریع جابه جا شدم تا اون بشینه سرجام
همین حین بود که حواسش نبود و پاش رو روی پای من گذاشت و سریع هم ازم عذر خواهی کرد
منم بلافاصله بهش گفتم خواهش می کنم اشکالی داره
 کنار هم نشسته بودیم...
دیدم اون  جوون داره  با بغل دستیش که ظاهرا همدیگه رو میشناختن صحبت میکنه
دوستش بهش گفت ،چه خبر؟ اونم با یه لحن خاصی جواب داد:سلامتی، خدا رو شکر زنده ایم
واقعا تحت تاثیر قرار گرفته بودم و با فکر به بعضی چیزا ،از خودم بدم میومد
این  خداروشکرگفتنش تا مغز استخون تو وجودم نفوذ کرده بود
  از یک طرف هم خشوع و تمرکز نمازش ، صد تا نماز بی سر وته من رو می ارزید
 بعد ازاینکه نمازجماعت تموم شدو  اون رفت
به کنار دستیم که اونم شاهد این ماجرا بود گفتم ، واقعا چقدر ما ناشکریم
اونم بهم گفت که اون شاید باچشم هاش جایی رو نبینه،
 امامطمئن باش با چشم دلش همه چیز رو حس می کنه ...
.
.
.

ای کاش لگدی که بهم زد، محکم تر  می بود!!




                (  واقعا چه جمله زیباییه... خدا رو شکر )




نوع مطلب : حرف من...، خاطرات...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 دی 1392 :: نویسنده : علی ادیب


این بخشی ازتفکرات منه

 (حاشیه ای کوتاه از یک متن بلند)

آموخته ام که  برای تصمیم گیری ها ، نباید ساده بود و صرفا حقایق را از فاصله دور دیــــــــــد و با خود تصـــــــــورهای خیالی کرد...
بایددقیق باشی و ریز بین...
شاید این گلی که تو  فکرش را می کنی اصلا بویی نداشته باشد...
------------------------------------------------------------
آموخته ام که برداشت انسانها از حرف های هم به سه بخش تقسیم میشود ، بخشی را  که اصلا به آن گوش نمی دهند
بخش دیگر آن هم که جز کج فهمی و سو تفاهم چیزدیگری برداشت نمی کنند و مابقی حرف هایت را هم اگرکه دلشان بخواهد می پذیرند و اگر هم نخواهد نه...
---------------------------------------------------
آموخته ام انسان ها هرقدری هم که بد باشند، بازهم اگر در وجودشان سیری کنی ، خوبی های مخصوص به خودشان رامی بینی ...

 اینجاست که پی میبری که باید همه را دوست داشت...
--------------------------------------------------------
آموخته ام موفق ترین انسان ها کسانی هستند که هیچوقت، "تکرار" برایشان "تکرار" نمی شود...
.
.
.

آنها مادامِ لحظاتشان را  باخدا  هستند
    والبته خدا هم مادام لحظاتش را با آنهاست ..
.!






نوع مطلب : حرف من...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

همه پوچیم
.
.
ولی ما را همین بس که
.
.
مولایمان وزنِ عالم است!
.
.
اون که هوات را داره
.
.
تو هم هواش رو داشته باش
.
.
واسه ظهورش انتظار زیادی ازت نداره
.
.
تو فقط گناه نکن
.
.
همین
مدیر وبلاگ : علی ادیب
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :