تبلیغات
به نام خدا - مطالب آبان 1393
به نام خدا
...یا زهرا...
شنبه 17 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 17 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/AcrRZ-fe-xEcmWbTGEuthUmRrEAzmLn4WlNLs1fwG-a27n2YxR464A/s/w535/

حاج آقا قرائتی:

اگر در اینجا پسر من حضور داشت و 6 بار من او را صدا بزنم که آقازاده با شما هستم و او در این 6 بار جواب من را ندهد،‌ شما نمی‌گویید، چه پسر بی‌ادبی!

حال اگر کسی که صدای اذان را بشنود ، دو بار حی علی الصلوٍة دو بار دیگر حی علی الفلاح و بار دیگر حی علی خیر العمل به او گفته شود و همچنان نسبت به اقامه نماز بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اهمیت باشد ، این شخص بی‌ادب نیست !؟!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب


 شب ششم محرم توی هیئت کنارخونمون بودم...
 یه شب دیدم  هیئت با هماهنگی هایی که انجام داده بودند  تونسته بودند پرچم گنبد حرم حضرت عباس(ع) رو بیارن تو مراسم .

( معمولا تو خوزستان به علت مجاورت با عراق میتونن  پرچم عتبات  روبیارن  و شنیده بودم خیلی سریع باید ببرنش واسه استان  های دیگه.
)
خیلی خوشحال شدمو رفتم پرچم رو بوسیدم و گذاشتم روی صورتم.
روی پرچم نوشته شده بود (یاقمر بنی هاشم) ...میدونستم  این دیدار اول و آخره...!
خلاصه اون شب چون دوستام منتظرم بودن خیلی اونجا نموندم و باهم رفتیم هیئت مکتب الزهرای اهواز.یه ساعتی که گذشت  تو هیئت دیدم یه نفر از  کنارم رد شد و یک پرچم قرمز تا شده دستش بود و دادش به به مداح.ومداح هم بلند اعلام کرد بچه ها پرچم گنبد حرم امام حسین (ع) رسید ...پرچم رو روی دیوار پشت سرش آویزون کرد و روبه پرچم کرد و شروع کرد به خوندن نوحه(توی روضه باز دلم پرزده برا حرم...میمیرم اگه یه وقت آقا کربلا نرم...)
منم که واقعا خوشحال شده بودم بعد مراسم زودی رفتم و پرچم رو بوسیدم و گذاشتم رو صورتم...باورم نمیشد...یک شب و دو پرچم...
خلاصه این پرچما حال و هوای عزاداری رو عوض کرده بودند وحسابی دلا رو هوایی...
چند روز گذشت ...
واسه روز عاشورا رفتم حسینیه ثارالله.اونجا مردم تجمع کرده بودند و خیلی متراکم سینه میزدند.
یه بنده خدایی رو دیدم که یه پرچم شبیه به اون دو پرچم دستشه وداره از بین جمعیت رد میشه .
مثل همون پرچم  سرخ اولی روش نوشته شده بود(یاقمربنی هاشم)
 ازکنار من رد شد و از قضا  گوشه پارچه پرچم افتاد رو صورتم و منم به یاد اون دو پرچم. پرچم رو بوسیدم وتوی دلم میگفتم ای کاش باز یه جایی قسمت میشد پرچم ها رو ببینم و میدونستم که الآن  اون دوپرچم کیلومترها بامن فاصله داره ...
 تو همین حین دیدم اون بنده ی خدا داد زد مردم  این پرچم   پرچم حرمه.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب
ساعت هفت صبح روز عاشورابود...
همین که از خواب بیدار شدم  دیدم یه صدایی میاد ...
از تکیه جفت خونمون یه نوحه خیلی قشنگ داشت پخش میشد.
خیلی تاثیرگذار و پرمحتوا بود...
تمام غربت کربلا رو لابه لای ابیات شعر گنجونده بود...
واقعا تمام طول روز مدام  یاد جملاتش میافتادم ...
شما هم دانلودش کنیدو با  تمرکز گوشش کنید.
ببینم لحظه ی   ("5:3)  و   (" 6:48)   به چی فکر میکنید.

لینک دانلود(حاج محمودکریمی)
زمان:11:32
حجم:5.35




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : علی ادیب


شمرزمانه ات رابشناس...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

همه پوچیم
.
.
ولی ما را همین بس که
.
.
مولایمان وزنِ عالم است!
.
.
اون که هوات را داره
.
.
تو هم هواش رو داشته باش
.
.
واسه ظهورش انتظار زیادی ازت نداره
.
.
تو فقط گناه نکن
.
.
همین
مدیر وبلاگ : علی ادیب
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :